بهنود
امروز صبح وقتی وارد دفتر آقای مجابی شدم بعد از گفتن سلام ایشان گفتند بهنود رو قصاص کردند اون لحظه صدای قلبم رو به راحتی می شنیدم. اولین باری که اسم بهنود رو شنیدم حدودا دو سال پیش بود اون موقع آقای مجابی می خواست NGO با عنوان حمایت از “کودکان و نوجوانان در معرض اعدام” برپا کنند یکی از نوجوانانی که برایش تلاش می کردند تا رضایت خانواده مقتول رو بگیرند بهنود بود .
بهنود پسری بود که در سن ۱۵ سالگی در یک دعوا دوستش رو به قتل رسونده بود و از اون موقع زندان بود روزی که خانواده مقتول گفته بودند که بهنود رو می بخشند چند تایی کتاب خریدیم و توسط آقای مصطفایی به دستش رساندیم نمی دونم چی شد که خانواده مقتول دوباره درخواست قصاص کردند .
بهنود یک بار تا پای چوبه دار رفت ولی به دستور آقای شاهرودی اعدامش یک ماه به تویق افتاد تا در این مدت بتوانند رضایت بگیرند اون موقع با خودم فکر می کردم که بهنود دوباره به زندگی برگشته و در این مدت حتما خانواده مقتول رضایت می دهند ولی حالا خیلی دلم می خواد بدونم حکمت اعدام نشدنش چی بود ؟ به هر حال هر چی که بود امروز بهنود از این دنیا رفت تنها چیزی که می تونم بگم اینه که بهنود از امشب آروم می خوابه ولی حتما کسانی که قصاصش کردند از امشب خواب آرومی نحواهند داشت چون بهنود توی یک حادثه ناخواسته قاتل شد ولی خانواده مقتول امروز با تفکر جون یک انسان رو گرفتند.



معصومه جرنگی

