آرشیو بر اساس مهر, ۱۳۸۸:

بهنود

{ پست شده در ۱۹ مهر ۱۳۸۸ توسط معصومه جرنگی }
مربوط به : عمومی

امروز صبح وقتی وارد دفتر آقای مجابی شدم بعد از گفتن سلام ایشان گفتند بهنود رو قصاص کردند اون لحظه صدای قلبم رو به راحتی می شنیدم. اولین باری که اسم بهنود رو شنیدم حدودا دو سال پیش بود اون موقع آقای مجابی می خواست NGO با عنوان حمایت از “کودکان و نوجوانان در معرض اعدام” برپا کنند یکی از نوجوانانی که برایش تلاش می کردند تا رضایت خانواده مقتول رو بگیرند بهنود بود .
بهنود پسری بود که در سن ۱۵ سالگی در یک دعوا دوستش رو به قتل رسونده بود و از اون موقع زندان بود روزی که خانواده مقتول گفته بودند که بهنود رو می بخشند چند تایی کتاب خریدیم و توسط آقای مصطفایی به دستش رساندیم نمی دونم چی شد که خانواده مقتول دوباره درخواست قصاص کردند .
بهنود یک بار تا پای چوبه دار رفت ولی به دستور آقای شاهرودی اعدامش یک ماه به تویق افتاد تا در این مدت بتوانند رضایت بگیرند اون موقع با خودم فکر می کردم که بهنود دوباره به زندگی برگشته و در این مدت حتما خانواده مقتول رضایت می دهند ولی حالا خیلی دلم می خواد بدونم حکمت اعدام نشدنش چی بود ؟ به هر حال هر چی که بود امروز بهنود از این دنیا رفت تنها چیزی که می تونم بگم اینه که بهنود از امشب آروم می خوابه ولی حتما کسانی که قصاصش کردند از امشب خواب آرومی نحواهند داشت چون بهنود توی یک حادثه ناخواسته قاتل شد ولی خانواده مقتول امروز با تفکر جون یک انسان رو گرفتند.

لطفا بعد از خواندن بیشتر تامل کنید

{ پست شده در ۱۵ مهر ۱۳۸۸ توسط معصومه جرنگی }
مربوط به : محیط زیست

89در جایی خواندم
عمر عقاب از همه پرندگان نوع خود درازتر است
عقاب می تواند تا ۷۰ سال زندگی کند
ولی برای اینکه به این سن برسد باید تصمیم دشواری بگیرد
زمانی که عقاب به ۴۰ سالگی می رسد:
چنگال های بلند و انعطاف پذیرش دیگر نمی توانند طعمه را گرفته را نگاه دارند
نوک بلندو تیزش خمیده و کند می شود
شهبال های کهن سالش بر اثر کلفت شدن پرها به
سینه اش می چسببند و پرواز برای عقابل دشوار می گردد
در این هنگام عقاب تنها دو گزینه در پیش روی دارد
یاباید بمیرد و یا آن که فراینددردناکی را که ۱۵۰ روز به درازا می کشد پذیرا گردد
برای گذرانیدن این فرایند عقاب باید به نوک کوهی که در آنجا آشیانه دارد پرواز کند
در آنجا عقاب نوکش را آن قدر به سنگ می کوبد تا نوکش از جای کنده شود.
پس از کنده شدن نوکش ٬ عقاب باید صبر کند تا نوک تازه ای در جای نوک کهنه رشد کند ٬ سپس باید چنگال ۴ پیش را از جای برکند
زمانی که به جای چنگال های کنده شده ٬ چنگال های تازه ای در آیند ٬ آن وقت عقاب شروع به کندن همه پرهای قدیمی اش می کند.
سرانجام ٬ پس از ۵ ماه عقاب پروازی را که تولد دوباره نام دارد آغاز کرده
و ۳۰ سال دیگر زندگی می کند .
نمی دانم تا چه حد این نوشته صحت دارد ولی بد نیست که به این نکته توجه کنیم که
بیشتر وقت ها برای بقا ٬ ما باید فرایند دگرگونی را آغاز کنیم
گاهی وقت ها باید از خاطرات قدیمی ٬ عادتهای کهنه و سنتهای گذشته رها شویم
تنها زمانی که از سنگینی بارهای گذشته آزاد شویم می توانیم از فرصتهای زمان حال بهره مند گردیم .
با اینکه کار بسیار سختی است ولی امیدوارم همه ما به این دگرگونی برسیم.

این دیگه کیه؟

{ پست شده در ۱۱ مهر ۱۳۸۸ توسط معصومه جرنگی }
مربوط به : محیط زیست

به نظر شما این چگونه موجودیست ؟

1254435763

ایشان در سواحل آمریکا دیده شدند.

(ادامه…)

محیط زیست و مدیریت مردانه

{ پست شده در ۰۷ مهر ۱۳۸۸ توسط معصومه جرنگی }
مربوط به : محیط زیست

‏خدا رو شکر اینطور که از شواهد و قرائن بر می یاد تمامی مشکلات محیط زیست کشور هم حل شد. این رو زمانی فهمیدم که ‏رییس یکی از دانشکده ها نامه ای مبنی بر تبریک، برای ریاست جدید سازمان محیط زیست نوشت. از مفهوم کل نامه این برمی آمد ‏که دیگر مشکلات زیست محیطی کشور حل خواهد شد. چون بعد از ۱۲ سال ریاست این سازمان به دست مردان افتاد. باور کنید ‏جدی می گم دقیقا چنین متنی در نامه قید شده بود و اصلا کل نامه بر پایه همین موضوع نوشته شده بود. لابد شما هم الان حدس می ‏زنید که کسی که این نامه رو نوشته خودش خیلی مرد بوده!! ‏
پس ای گیاهان، جانوران و محیط زیست کشور همگی آسوده بخوابید که زین پس یک مرد مدافع حقوق شما خواهد بود….‏

یک پز مدرن !

{ پست شده در ۰۳ مهر ۱۳۸۸ توسط معصومه جرنگی }
مربوط به : فناوری اطلاعات

چند روزیه که دوستانم از من می خوان که پست جدید توی وبلاگم بذارم و یا به اصطلاح وبلاگم رو به روز کنم. من مدت زیادی نیست که به جمع بلاگرها پیوستم و چند پست هم تا حالا بیشتر ننوشتم. راستش خیلی خوشحال شدم از اینکه وبلاگم خونده میشه و چند نفری هم منتظر پست جدیدم هستند. از صبح دارم توی ذهنم روزهای گذشته رو مرور میکنم تا شاید بتونم چیزی از توش برای نوشتن پیدا کنم نمی دونم شما هم تا حالا این تجربه رو داشتید یا نه ؟ چند سال زحمت بکشید ولی هیچ تغییر محسوسی در کارتون احساس نکنید.
دوستانی که در حوزه های مرتبط با فناوری اطلاعات کار می کنند هر روز همین حس رو تجربه می کنند، بقیه رو نمی دونم. منم چند سالیست روی پروژه ای که مبتنی بر فناوری اطلاعات است دارم کار می کنم و هر روز به خودم امیدواری میدم که فردا تغییری به وجود می یاد و من به هدفم نزدیک تر می شم، ولی فردا می فهمم که سخت در اشتباه بودم و امروز با دیروز هیچ فرقی نداره و دوباره روز از نو، روزی از نو.
الان فناوری اطلاعات شده وسیله ای برای پز دادن مدیران و مسئولان که هر روز در جلسات، جلوی دوربین و یا در صحبت هاشون از این کلمه صدها بار استفاده کنند. ولی در آخر همه چیز ما داره با همون چرتکه های قدیمی و یا یه سررسید که همیشه باید همراه مون باشه راه می افته. این مدیران شاید خودشان نه انگیزه ای برای توسعه فناوری اطلاعات داشته باشند و نه طرحی در ذهنشون باشه که بخوان اونو پیاده کنند. از ظاهر امر هم اینگونه بر می یاد که باید ازطرح های جوانان فعال و تحصیلکرده استقبال کنند و در صورت امکان برای پیاده سازی آن ها تلاش کنند. اما متاسفانه همین مدیران که هر روز پز فناوری اطلاعات رو میدن خودشون مهمترین سدها رو برای اجرایی نشدن طرحهای مبتنی بر فناوری اطلاعات می سازند…..